برف
سلام جوجو جونم
صبح قشنگت بخیر.البته الان خوابی و ساعت ٧:٠٦ دقیقه صبحه
آراد گلی پریروز نشسته و داره با خدش صحبت میکنه:
آخه ابر ها شما قدر بدین همه جا برف باریدین جز شهر ما
منم گفتم پسرم دعا کن تا اینجا هم برف بیاد
گل پسرم دعا کرد و از دیشب داره برف میاد
پاییز ی لنگه دستکش اراد تو خیابون گم شد و مامان هنرمند نشست برا پسرش از اون دستکشایی ک تا نصفه انگشتن برا عسلش بافت
اما عسل خوشش نیومد و میگفت انگشتام همشون یخه
اگه برف بیاد من نمیتونم برف بازی کنم چون دستکشم سقف !!! نداره
منم دیشب دیدم که برف میاد از ساعت ٥ بیدارشدم و سقف برا دستکش پسرم گذاشتم ی سقف خوشگل و قشنگ
مامان خیلی دوست داره گلم
عکسش رو بعدا میذارم خیلی خوابم میاد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برف
